پرسش و پاسخ پایهٔ هفتم

*کاربر-Amir Nodrati: اقا ماضی مستمره باید اینجوری باشه درسته شبیه مضارع التزامی و با زمان گذشته مثلا اینجوری داشت +شناسه+ماضی استمراری+شناسه دارم می نویسم:مضارع داشتم می نوشتم:ماضی

Ali B: شیوه ساخت ماضی مستمر: داشت +شناسه + ماضی استمراری شیوه ساخت مضارع مستمر: دار + شناسه + مضارع اخباری

آروین آقایاری: سلام آقای بالایی من یک سوال داشتم ببخشید. من یک فامیلی دارم از من پرسید: مکث در ادبیات چیست؟ من هم خواستم از شما این سوال رو بپرسم. Ali B: مکث یا درنگ : باید در هنگام خوانش کلمات و جملات بعضی از کشش های آوایی را رعایت کرد مثلا هنگام کاربرد ویرگول در جملات. این درنگ باعث تفاوت در معنای کلمات و جملات می گردد. مثل مثال مشهور زیر: بخشش لازم نیست ،اعدامش کنید. بخشش، لازم نیست اعدامش کنید.

•°mahan•°: سلام آقای بالایی فعل (انداخت)و (دوخته شد) چند ظرفیتی است. Ali B: به ترتیب ۲و تک •°mahan•°: فعل (نُمود)و (گریخت)چطور؟  اولی ۳و دومی ۲ ظرفیتی اند تو درس است سرانجام حکومت پهلوی در سیزدهم آبان ۱۳۴۲ نخست به کشور ترکیه و سپس به شهر نجف عراق،تبعید نمود. میشه گفت : حکومت پهلوی امام خمینی را به ترکیه تبعید، نمود. حکومت پهلوی:نهاد امام خمینی:مفعول ترکیه:متمم آلود هم میشه سه ظرفیتی؟ پیامبر زبانش را به دشنام نمی آلود. پیامبر:نهاد زبان:مفعول دشنام:متمم amir P: سلام آقای بالایی لطفاًضمیر شخصی گسسته رو توضیح بدید؟ Amir Nodrati: ضمیر گسسته یعنی ضمیر که به کلمه وصل نیست اخلاق من _:کتاب من

•°mahan•°: آقای بالایی این درست است در فعل گذرا به متمم ما با افعالي سروكار داريم كه وقتي آن ها را به صورت مصدر به كار مي بريم، حرف اضافه ي خاصي را مي طلبند. مثلاً: ترسيد: ترسيدن از - ياددادن به - مصاحبه كردن با- جنگيدن با- نازيدن به پس اگر به جمله اي رسيدم مثل: او به پدرش مي نازد. فعل مي نازد گذرا به متمم است و به كلمه ي پدرش كه نقش متمم را دارد نيازمند است و اگر متمم را حذف كنيم مفهوم فعل ناقص مي شود. Ali B: بله دقیقا همون متمم اجباری (غیر قابل حذف)

❤E.Oji💙: سلام آقای بالایی طبق گفته شما وقتی عدد پشت اسم بیاید صفت شمارشی محسوب می شود.مثل: علی دو خربزه خرید. ولی سوال من این است که آیا در جمله زیر هم صفت شمارشی محسوب می شود یا نه؟ فرقی ندارد

علی دو تا خربزه خرید amir P: می رفت چند ظرفیتیه؟؟

Sadra: متمم قیدی جز ظرفیت های فعل نیست •°mahan•°

: می توان برای فعل رفت متمم هایی با حروف اضافه ی گوناگون آورد . یعنی می شود گفت : به کجا رفت ؟ با چه کسی رفت ؟ برای چه رفت ؟ هرگاه بتوان برای فعلی متمم با حروف اضافه ی متعدد و مختلف آورد ، آن فعل نیازی به آن متمم ندارد و آن متمم قیدی نام دارد . 

 

*کاربر-M@hm00d N:با سلام یه مطلبی خونده بودم که اگر قبل از ضمیر کسره اضافی بیاید نقش ضمیر مضاف الیه میشود این مطلب صحت دارد?

پاسخ دبیر : بله ،در صورتی که جهش ضمیر اتفاق نیفتاده باشد.

*کاربر-ایلقار بیرامزاده: ایهام تناسب چگونه شکل میگیرد؟

پاسخ دبیر: اگر یک کلمه در جمله دو معنای متفاوت باشد به گونه ای که بتوانیم هر دو معنی را در جمله جایگزین کنیم ایهام وجود دارد حال اگر این کلمه ایهام دار با کلماتی در جمله ، مصراع ... تناسب داشته باشد ایهام تناسب به وجود می آید. مثال: امشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد. شیرین ایهام دارد. نام معشوقه فرهاد و طعم شیرین با کلمه فرهاد ...هم تناسب دارد. پس ایهام تناسب دارد.

*کاربر-❤wolf❤: با سلام احترام خدمت دبیر محترم آقای بالایی،

در مصراع (سرو،نباشد به اعتدال محمد)نقش (محمد)چیست؟

پاسخ کاربر-Amir Nodi: سرو هم به اعتدال محمد نباشد سرو نهاد اعتدال محمد گروه متممی محمد هم مضاف الیه

*کاربر-•° B.M•°: بن مضارع کلمات (خاستن)و(جستن) چیست؟

پاسخ دبیر: برخاستن(برخیز)خاست(خیز) جست: به تلفظ فتحه «ج»:جه جست:به تلفظ ضمه «ج»:جو

*کاربر-M@hm00d N: با سلام خدمت آقای بالایی. مگر (ب) را از اول کلمه حذف نمی کنیم?برخیز,آن وقت میشود «رخیز»?

پاسخ دبیر: خیر. در اینجا اگر حذف کنید میبینید که ساختمان فعل دگرگون میشود .

در اصل( بربخیز )است که«ب» از اول آن حذف شده و بر به عنوان پیشوند است . پس هر «ب» که می بینیم نباید حذف کنیم.

*کاربر-M@hm00d N: آقای بالایی یک سوال داشتم بن مضارع فعل ها جمع مثل فرمودند چطوری پیدا میشه? باید مصدر هاشون را پیدا کنیم بعد بقیه کار هارو انجام بدیم تا بن مضارع بدست بیاد?

پاسخ دبیر: اگر فعل امرش را ( دوم شخص مفرد) بتوانید بسازید راحت بن مضارع بدست میاد.

*کاربر-M@hm00dN: یعنی بن مضارع مفرد آن کلمه با بن مضارع خود کلمه یکی هست?

پاسخ دبیر: بن مضارع در فعل مضارع و بن ماضی درفعل ماضی تغییرنمیکندفقط شناسه هاتغییر میکنند.

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

تدریس بحث «بن و ساخت فعل» ویژهٔ تمامی پایه های متوسطه اول

بن (یا ریشه ) در دستور زبان فارسی به جزء اصلی، ثابت فعل گفته می شود که امکان تجزیه آن وجود ندارد. یعنی وقتی تمام عناصر الحاقی فعل که برای ساختن حالت های مختلف فعل به آن متصل شده اند را از فعل کسر کنید (جدا کنید) نهایتا ریشه ی فعل باقی می ماند که امکان کاستن چیزی از آن وجود ندارد. مثلا در فعل های «می‌خورم»، «می‌خوری»، «می‌خورَد»، «بخورید»، «بخورند»،  که در زمان های مختلف به اشخاص مختلف نسبت داده شده‌ است اما چیزی که در همه ی آنها به صورت ثابت است بن فعل «خور» می باشد. بن مضارع : که ساخت‌ های زمان حال و امر از آن ساخته فعل مضارع در زبان فارسی به صورت زیر ساخته می‌شود: فعل مضارع = می یا ب- (پیشوند) + بن مضارع + شناسه   پس در هر دسته از ساخت های گوناگون فعل ، جز ثابتی وجود دارد که تغییر نمی کند. به این جز ثابت بن می گوییم. هر فعل دو بن دارد. بن ماضی و بن مضارع. برای یافتن بن ماضی و مضارع شما چهار مرحله را باید طی کنید:

 1-مصدر آن فعل را بنویسید.

2-(ن)را از آخر آن حذف کنید. ( شما بن ماضی رو پیدا کردید)

3-به فعل امر تبدیل می کنید.

4-(ب)را از اول آن حذف می کنید. (خوب حالا شما بن مضارع رو هم پیدا کردید.)

حالا به مثال های زیر توجه کنید:

دیدن= حذف نون مصدر=  بن ماضی =>دید

امر==>ببین=حذف «ب» امر  ==>بین

رفتن=  حذف نون مصدر =بن ماضی=>رفت

امر==>برو =حذف «ب» امر==>رو

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

پرسش و پاسخ پایهٔ هفتم

 *کاربر_ ندرتي: سلام یه سوالی داشتم توی بیت زیر مهر او را در چهره ی تابان او دیدم اینجا هم مهر به معنای مهربانی است وهم به معنای خورشید است و وقتی خورشید معنی میکنیم با کلمه تابان مراعات نظیر است خوب به این آرایه چی میگن ایهام...

پاسخ دبیر: اینجا نمی شود مهر را به معنی خورشید گرفت چون جمله بی معنی می شود ولی اگر چنین حالتی در یک جمله یا مصراع و.... باشد مهر ایهام خواهد داشت و اگر با کلماتی تناسب داشته باشد به آن ایهام تناسب می گویند.

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

تدریس آرایهٔ «کنایه» ویژه تمام پایه های متوسطه اول

*همانطور که استعاره بر بنیاد مشابهت استوار بود. در کنایه هم معنای قاموسی و واژگانی عبارت (معنای نزدیک) و هم (معنای مجازی معنای دور) با هم به ذهن خواننده می‌آیند؛ امّا خواست گوینده معنای دور است و آن را با تأمّل در اجزای کلام و بافت سخن میتوان دریافت. به عبارتی در کنایه معنای نزدیک و دور الزم و ملزم یکدیگر هستند و با دقّت در اجزای کلام، از معنای نزدیک به معنای دور منتقل میشویم. کنایه در لغت، یعنی «پوشیده سخن گفتن» و در اصطلاح، واژه یا عبارتی است که معنای ظاهری و نزدیک آن، مورد نظر گوینده نیست؛ بلکه مفهوم دور آن مدّنظر است؛ مثال: وقتی می گوییم « فلانی دست به جیب است » سخنی به کنایه گفته ایم و منظورمان این است که او مرد خیّر و بخشنده ای است و صرفا هدف ما این نیست که بگوییم او دست به جیب می برد.

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

ظرفیت فعل ویژهٔ تمامی پایه های متوسطه اول

کاربرـH. Farid: با سلام. ببخشید معنی این چیه؟ (گذرا به)؟

پاسخ دبیر: ببینید بچه ها هر فعلی ظرفیتی داره یعنی بعضی فعل ها ، معنی شون تنها با نهاد کامل میشه که به آن تک ظرفیتی می گن ، فعل های تک ظرفیتی همان افعال ناگذرا هستند. مثلا آمد با نهاد کامل میشه( اتوبوس آمد) توجه: به متمم های اختیاری کاری نداریم . حال بعضی افعال علاوه بر نهاد به جز دیگری هم نیاز دارند مثلا ؛ مفعول ( مسند، متمم اجباری ) که به این افعال دو ظرفیتی میگن مثلا؛ علی کتاب را خواند. می بینید که فعل خواند معنایش فقط با علی ( نهاد) کامل نمیشه و نیاز به مفعول داره پس این فعل گذرا است که به آن گذرا به مفعول می گویند. بعضی افعال هم معنایشان با سه جز کامل می شود مثل رساند و... که سه ظرفیتی می گویند. علی کتاب ا به دوستش رساند. نهاد+ مفعول + متمم اجباری + (فعل) پس افعال اگر فقط با نهاد کامل شوند ناگذار و اگر علاوه بر نهاد به جز دیگری نیاز داشته باشند گذرا خواهد بود حال ممکنه گذرا به مفعول یا مسند یا متمم باشند.

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

پرسش و پاسخ پایهٔ نهم

*کاربر_H. Farid: همانطور که نوشتید: ۱. تو: نهاد محذوف ۲. خاموش: مسند ۳.زیر این خرقه: متمم قیدی ۴. مباش: فعل نهی پس آیا این مصرع، جملۀ چهارجزئی نیست؟ (شما نوشتید سه جزئی)؟

پاسخ دبیر: سه جزئی با فعل دو ظرفیتی چون متمم قیدی محسوب نمی شود.

*کاربر_A.Azizi: سلام، نوع کلمه ی لاله باران چیست؟ مشتق است یا مشتق مرکب یا ...؟

پاسخ دبیر:وندی،مرکب

*کاربر_Mmorteza: سلام آقای بالایی آیا پسوند 《گاه》 معنی دار است؟ یعنی اگر به همراه کلمه بیاید میتواند به جای مشتق آن را مرکب بگیریم؟ مانند کشتارگاه.  

پاسخ دبیر:خیر، گاه پسوند مکان و زمان است و وندی می سازد. مثل شامگاه، فرودگاه

کاربر_A.Azizi: سلام، نوع ترکیب تمام شهیدان در هم تمام شهیدان تو را میشناسند؟

پاسخ دبیر: وصفی، تمام صفت مبهم

پرسش و پاسخ پایهٔ هشتم

*کاربر-amirreza mrdmdr: اقای بالایی اگر کلمه ای که از نظر شکل معنی و خواندن در هر مصراع یکی باشد ولی بعد انها قافیه نباشد و کلمه دیگری باشد ان چطور میشود

پاسخ دبیر: اولیا قافیه در شعر سنتی اجباری است و دوما اگر کلمات چنین باشند و قافیه هم باشد چون قبل از قافیه است به آن ردیف نمی گویند بلکه به آن حاجب می گویند و ردیف حتما بعد از قافیه میاد .اگر بیتی هم دو تا قافیه داشت به آن ذوقافیتین می گویند.

*کاربرM M: آقای بالایی میشه در یک بیت ردیف را آرایه تکرار هم در نظر گرفت؟

*کاربر-ʍօɦǟʍʍǟɖʀɛʐǟ: سلام اقای بالایی محترم لطفا استعاره رو یک بار دیگه توضیح بگید

پاسخ دبیر: بله اگر موجب زیبایی ادبی در بیت شده باشد.  استعاره بر تشبیه استوار است و به دلیل اینکه در استعاره فقط یک رکن از تشبیه ذکر می شـود و خواننده را به تلاش ذهنی بیشتری وا می دارد ، لذا استعاره از تشبیه رساتر ، زیباتر و خیال انگیز تر است .انواع استعاره: با توجه به اینکه در استعاره یکی از طرفین تشبیه ذکر می شود، آن را بر دو نوع تقسیم کرده اند:

۱- استعاره ی مصرحه

۲- استعاره ی مکنیه

استعاره ی مصرحه(آشکار): آن است که «مشبه به» ذکر و «مشبه» حذف گردد .(در واقع مشبه به جانشین مشبه می شود.) مثال: ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت توضیح : « آفتاب خوبان » استعاره برای معشوق است . ( آفتاب خوبان « مشبه به » که ذکر شده و معشوق « مشبه » حذف شده است.)

استعاره مکنیه : آن است که «مشبه» به همراه یکی از ویژگی «مشبه به» ذکر گردد و خود«مشبهبه» حذف شود. مثال : مرگ چنگال خود را به خون فلانی رنگین کرد.

توضیح: «مرگ» را به «گرگی» تشبیه کرده است که چنگال داشته باشد اما خود «گرگ» را نیاورد و «چنگال» که یکی از لوازم و ویژگی گرگ است به آن (مرگ) نسبت داده است.

نکته۲ : گاهی لوازم یا ویژگی «مشبه به» در جمله به «مشبه» اضافه مـیشود که در ایـن صـورت «اضافه ی استعاری» است.

*کاربر-Borhan: آقای بالایی ببخشید در مورد آرایه لف ونشر میشه توضیح بدید

پاسخ دبیر: لف و نشر هر گاه دو یا چند جزء از کلام بدون توضیحی در پی هم بیایند (لف) و سپس توضیحات مربوط به هر یک در پی هم آورده شوند (نشر) آرایه لف و نشر شکل می‌گیرند.

*کاربر-Sarem: آقای بالایی ادات ها حروف اضاعه به حساب میان؟

پاسخ دبیر: همه ادات ها که نه مثل اینجا که فعل هست عالم بی عمل به چه ماند( ادات، فعل) به زنبور بی عسل. ولی ادات های تشبیه مثل ، مانند، چون ... بله حرف اضافه هستند.

*کاربر-Sarem: تفاوت قصیده وغزل رو چطوری بفهمیم؟

پاسخ دبیر: از طریق محتوا و تعداد ابیات غزل عاشقانه و عارفانه ولی قصیده مدح و ستایش و ...

*کاربر-Borhan: اگه میشه در مورد آرایه ایهام تناسب توضیح بدین. در عبارت (آنکه سیراب کند) آن صفت اشاره و که هسته است؟؟؟ در عبارت (می تپیدی دلشان سوخته در بر تشنه) شان چه نقشی دارد؟؟ در عبارت (برد عباس جوان ره چو سوی آب فرات) نقش کلمه ره چیست؟؟

پاسخ دبیر: اگر یک کلمه در جمله دو معنای متفاوت باشد به گونه ای که بتوانیم هر دو معنی را در جمله جایگزین کنیم ایهام وجود دارد حال اگر این کلمه ایهام دار با کلماتی در جمله ، مصراع ... تناسب داشته باشد ایهام تناسب به وجود می آید. مثال: امشب صدای تیشه از بیستون نیامد / شاید به خواب شیرین ، فرهاد رفته باشد. شیرین ایهام دارد. نام معشوقه فرهاد و طعم شیرین با کلمه فرهاد ...هم تناسب دارد. پس ایهام تناسب دارد.

سخن دبیر:

 فعل سه ظرفیتی بیشترین ظرفیت پذیرش اجزا را دارد مثل لیوانی که می تواند سه لیتر آب بگیرد. یعنی قبل از فعل در جمله ، نهاد+ مفعول (...) + مسند(...)بتوانیم بیاوریم.مثل دانستن ما او راعاقل میدانیم عاقل: مسند

*کاربر_Saremi: فعل گذرا یعنی چه؟

 پاسخ دبیر: ناگذرا: فقط نیاز به نهاد دارد مانند رفت.

گذرا:علاوه بر نهاد بر مفعول یا مسند... نیاز دارد. مانند گفت.

*کاربر_برهان مهرانگیز: سلام آقای بالایی ببخشید در عبارت (خوف تبر را نگرانم) که بعد از اصلاح عبارت و تبدیل آن به (نگران خوف تبرم) هسته و نوع وابسته ها کدام است؟؟ فرق بین قید پرسشی-صفت پرسشی-ضمیر پرسشی را چطور بفهمیم؟؟ برای تعیین چند جزئی بودن جمله یک فعل که جمله آن مشخص نیست بیشترین ظرفیت را در نظر میگیریم؟؟؟

پاسخ دبیر: نگران هسته خوف وابسته پسین تبر وابسته پسین صفت پرسشی: قبل از اسم یا ضمیرمی آید: چه کسی راز مرا می داند؟ چه کتابی می خوانی ؟ ضمیر پرسشی: به تنهایی و به قصد پرسش می آید و می توان آن را جمع بست: او چه کرد آن جا که توآموختی؟ قید پرسشی قید پرسشی واژه‌ای است که دربارهٔ فعل، پرسشی را مطرح می‌سازد:

 ۱. واژه‌هایی مانند «چگونه» و «چطور» و «چقدر»که اگر در توصیف فعل به کار روند نقش قید را ایفا می‌کنند: چطور او را شناختی؟ چقدر گشتی تا پیدایش کردی؟ چگونه فهمیدی؟ این واژه‌ها اگر از وابسته‌های گروه اسمی باشند صفت پرسشی محسوب می‌شوند: چطور آدمی است او؟ چقدر غذا خورد؟

۲. واژه‌های پرسشی «چرا» و «کو» که فقط قید هستند: چرا زودتر نگفتی؟ کتاب من کو؟ قید پرسشی «کو» معنی «کجاست؟» می‌دهد.

*کاربر_MJT: سلام آقای بالایی ببخشید مصدر و بن مضارع ویرانگر چی میشه؟

پاسخ دبیر: ویرانگر مگر در ساختش بن داره مصدر داشته باشه؟

*کاربر_برهان مهرانگیز: آقای بالایی فعل ترساند جمله چند جزئی میسازد ؟؟ سه جزئی یا چهار جزئی ؟؟

پاسخ دبیر: ترساندن حرف اضافه اختصاصی دارد یعنی ترساندن از نهاد+ مفعول+ متمم+ ترساندن ترسیدن در اصل گذرا به متمم است ولی وقتی (اند) به ترس( بن مضارع )اضافه میشود به مفعول هم نیاز پیدا میکند.

متمم: =>متمم در اصطلاح:اسم یا گروه اسمی که پس از حرف اضافه می آید.مانند:«او با"دوچرخه"به "مدرسه"آمد.»/ او از "تاریکی"میترسد.

 ۱- متمم فعل (متمم اجباری ) : متممی که فعل به آن نیاز دارد مانند :او از"من"رنجید. /او،درس را به "دانش آموز" فهماند / همه به " او " پهلوان می گویند.

  *متمم فعل(متمم اجباری)، متمم فعل های گذرای زیر است:

۱- فعل های گذرا به متمم مانند : ترسید ، نازید ، رنجید و ...

۲- فعل های گذرا به مفعول و متمم مانند : ترساند ، چسباند ، خرید و...

 ۳- فعل های گذرا به مسند و متمم مانند : گفت ( در معنای نامید و صدا زد ) لقب داد و ...

 *تنها متمم فعل (متمم اجباری) جزء اجزای اصلی جمله محسوب می شود.

*کاربر_برهان مهرانگیز: در عبارت مریم برای چه به فروشگاه رفت؟در این عبارت «چه» هسته است؟

پاسخ دبیر: بله چون ضمیر در نقش متمم است. بنابراین :چه، هسته است.

#آموزش_تعطیل_نیست.

#در_خانه_بمانیم

پرسش ،پاسخ نهم

کاربر_A.Azizi: ببخشید در جمله ی «این دختر سیده ای است که هفتاد هزار (از)امت من در شفاعت او خواهند بود»امت نهاد است یا متمم؟

پاسخ دبیر: هفتاد هزار ضمیر شمارشی در نقش نهاد امت متمم اسم.

کاربر_A.Azizi: سلام آقای بالایی در جمله ی«مرا از این همه ، هیچ غم نیست.»را ، حرف اضافه در معنای«برای» است یا رای تبدیل فعل اسنادی؟

پاسخ دبیر: تبدیل

کاربر_Mmorteza: آقای بالایی در جمله《همه شب نماز کردی و تا روز بر پای بودی》اینجا بر پای بودی معنی ایستادن است یا بیدار ماندن؟

با سلام خدمت شما آقای بالایی. در جمله《فردا جاهیت خواهد بود،چنان که مقربان آسمان به تو نازند》

اینجا منظور از مقربان آسمان فرشتگان هستند یا بندگان محبوب خدا؟

پاسخ دبیر: مقربان نزدیکان، همان فرشتگان

 کنایه: بر پای بودن کنایه از مشغول و سرگرم بودن معنی: پس رابعه به خانه‌ رفت و همیشه روزه می‌گرفت و هر شب[تمامِ شب] را نماز می‌خواند و تا سپیده‌ی صبح به عبادت مشغول بود.

ادامه نوشته

نهم _ وند

با دقت به توضیحات توجه نمایید. نکات کلیدی در دستور زبان قدیم وند های تصریفی( علامت های جمع، تر، ترین، ی نکره...) تاثیری برساخت کلمه نداشتند اما در دستور جدید بله آن ها را هم وندی تاثیرگذار حساب می کنند. نکته دیگر اینکه در تعیین نوع کلمه پیشینه تاریخی مهم نیست یعنی خداوند هر چند به معنای خود آینده است ولی پیشینه تاریخی آن را در نظر نمی گیریم. پس همگی درست هستند به جز درگاه. در مورد درگاه ، می توانیم آن را با بارگاه همسان بدانیم و وندی است.( گاه پسوند مکان)

تکملیلی شیر حق - هشتم

بیت اول شیر حق اخلاص عمل = ترکیب اضافی شیر حق = ترکیب اضافی منزه = مسند آموز، دان = فعل امر بیت دو جمله دارد. جمله دوم چهار جزئی گذرا به مفعول و مسند. فعل دان= سه ظرفیتی است.

بیت ۲ :غزا با غذا هم آوا هستند زود: قید شمشیر: مفعول

بیت۳: او نهاد و منظور عمرو خدو: مفعول انداخت: ماضی ساده دو ظرفیتی بر روی : حرف اضافه مرکب هر: در مصراع دوم صفت مبهم

بیت۴: علی: نهاد شمشیر: مفعول آن: صفت اشاره برای زمان یعنی در آن زمان کاهلی: مسند اندر: در غزایش: متمم ش مضاف الیه و مرجع آن عمرو

اگر فعل معنایش با نهاد کامل بشه تک ظرفیتی اگر علاوه بر نهاد نیاز به مفعول و...باشد دو ظرفیتی اگرنهاد و مفعول و (...) + مسند(...) باشد سه ظرفیتی

بیت ۵: حیران = مسند گشت = فعل اسنادی آن مبارز= نهاد آن = صفت اشاره

بیت۶: ۴جمله تیغ و تیز جناس کل بیت مفعول برای گفت تیغ تیز= ترکیب وصفی افراشتی از مصدر افراشتن بگذاشتی = رها کرد

بیت ۷: از پی= حرف اضافه مرکب حق =متمم می زنم= مضارع اخباری

بیت ۸: ۴ ترکیب اضافی م در حقم ضمیر نیست. گوا، مسند

بیت ۹: مصراع اول سه اضافه تشبیهی برد ماضی ساده

بیت ۱۰: غیر خدا ترکیب اضافی نیست غیر از خدا غیر ح اضافه خدا متمم نوع را فک اضافه نهان کردن تیغ را

#آموزش_تعطیل_نیست

#در_خانه_بمانیم

کنایه- تمام پایه ها

کنایه به جملات زیر توجه کنید تنها همان رتبه های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش با حال استیصال پرسیدم پس چه خاکی بر سرم بریزم؟ در جمله های بالا دو عبارت مشخص شده دارای دو معنی نزدیک و دور هستند اما معنی دور ان ها مورد نظر است . خط بکش در اصطلاح یعنی نادیده بگیر و چه خاکی به سرم بریزم یعنی چه کار باید بکنم در جمله های ذکر شده این معانی دور مورد نظر است و معانی نزدیک و واقعی مقصود نویسنده را نمی رساند و به این کار برد کنایه می گویند.  مثال هنوزم از دهانت بوی شیر می اید : بوی شیر کنایه از خردسال بودن هست

ضمیر- تمام پایه ها

ضمیر ضمیر،واژه‌ای است که جانشین اسم مي‌شود برای جلوگیری از تکرار اسم. رستم پهلوان بزرگی بود هر کس او را مي‌دید. او ضمیراست و جانشین رستم شده است رستم مرجع ضمیر است. 🔴اقسام ضمیر عبارتند از: 1-شخصی 2-مشترک 3-اشاره 4-پرسشی 5-تعجبی 6-مبهم 7-ملکی 1- ضمیر شخصی: ضمیرهایی هستند که برای هریک از اشخاص (اول شخص، دوم شخص و سوم شخص، مفرد یا جمع ) ساخت جداگانه دارند. ضمیرشخص دوگونه است:منفصل، متصل الف- ضمیر شخصی منفصل یا گسسته، ضمیری است که به واژه پیش از خود نمي‌چسبد و به تنهایی بکار مي‌رود: من، تو، او (وي)، ما، شما، ایشان ب - ضمیر شخصی متصل یا پیوسته:ضمیری است که به واژه پیش از خود مي‌پیوندد و به تنهایی به‌كار نمي‌رود. م، ت، ش، مان، تان، شان #نکته_های_دستوری #رسم‌_الخط_ضمایر_شخصی_متصل در فارسی، شش ضمیرِ شخصیِ متصل داریم که به دیگر کلمات، ازجمله اسم و گاه به فعل یا حرف، می‌پیوندند و معنای مستقلی ندارند: ـَم، ـَت، ـَش، ـِمان، ـِتان، ـِشان. رسم‌الخطِ این‌ها، در زبان معیار و رسمی و نه در گفتاری‌نویسی، چهار حالت دارد‌: 1) در کلماتی که حرف آخرشان «ه/ ـه» (غیرملفوظ) و «ی» است، این ضمایر را نیم‌فاصله می‌نویسیم: شانه‌ام، شانه‌ات، شانه‌اش، شانه‌مان، شانه‌تان، شانه‌شان؛ گوشی‌ام، گوشی‌ات، گوشی‌اش، گوشی‌مان، گوشی‌تان، گوشی‌شان. 2) در کلماتی که حرف آخرشان «و» است، یا صدایی شبیه «اُ» دارند، مانند «کادو» و یا صدایی شبیه «او» دارند، مانند «عمو». ضمایرِ شخصیِ متصل را در این دو، به‌ترتیب، چنین می‌نویسیم: کادواَم، کادواَت، کادواَش، کادومان، کادوتان، کادوشان؛ عمویم، عمویت، عمویش، عمویمان، عمویتان، عمویشان. 3) در کلماتی که حرف آخرشان مصوّتِ بلندِ «ا» /ā/ است، مانند «خدا»، ضمایرِ شخصیِ متصل را با افزودن یک «ی» میانجی به‌صورت پیوسته می‌نویسیم: خدایم، خدایت، خدایَش، خدایِمان، خدایتان، خدایِشان. 4) به‌جز سه حالتِ پیش‌گفته، ضمایرِ شخصیِ متصل را بی‌فاصله یا پیوسته می‌نویسیم (سه مثال از «ر»، «ت»، «ه» (ملفوظ)): خواهرم، خواهرت، خواهرش، خواهرمان، خواهرتان، خواهرشان؛ دستم، دستت، دستش، دستمان، دستتان، دستشان؛ راهم، راهت، راهش، راهمان، راهتان، راهشان. ◽️ حرفِ اضافۀ «برایِ»، که دائم‌الکسره است، در اضافه به ضمایرِ شخصیِ متصل پیوسته نوشته می‌شود: برایم، برایت، برایَش، برایِمان، برایتان، برایِشان با توجه به درس به توضیح ۱ مورد از انواع ضمایر اکتفا کردیم.

تفاوت رباعی و دو بیتی- تمام پایه ها

چگونه تفاوت رباعی و دوبیتی را متوجه بشویم برای پاسخ به این پرسش به اوایل دوره ی مقطع ابتدایی بر می گردیم به هنگام یادگیری حروف الفبا آموختیم الفبا به دودسته ی صدا دار و بی صدا تقسیم می شوند. - حروف صدادار :---َ- -ِ-- --ُ-- اَ. او. ای - حروف بی صدا :ا،ب،پ،ت،ج و.......و،ه،ی سپس با بخش کردن کلمات آشنا شدیم مثلا : دَبِستان چند بخشه :دَ. بِس تان اکنون میخواهیم با دانسته هامون دوبیتی را از رباعی تشخیص بدیم حروف صدا دار به دو دسته تقسیم میشوند : ⭕️کوتاه :-َ-- -ِ-- -ُ-- ⭕️بلند :اَ. او. ای هر وقت شعری دیدید که دو بیت دارد و مصراع های اول و دوم و چهارم آن هم قافیه هستند.به روش زیر عمل کنید : 1⃣اولین کلمه ی مصرع را از متن شعر جدا کنید 2⃣کلمه ی جدا شده را بخش کنید 3⃣بخش اول آن را جدا کنید اگر بخش اول فثط از یک حرف بی صدا +یک حرف صدا دار کوتاه تشکیل شده باشد ،آن شعر دوبیتی است حالا به شعرهایی به عنوان نمونه میپردازیم : ✅شعر از بابا طاهر خوشا آنان که از پا سر ندونند ✅شعر از شفیعی کدکنی حَسرت نبرم به خواب آن مرداب ✅خوب حالا اولین کلمه های هر مصرع خُوشا ←←←خُ------شا حَسرت ←←←حَس---رت ✅بخش اول :خُوشا ←←خ. + ---ُ-←←حرف بی صدا +حرف صدا دار کوتاه ✅بخش اول :حَسرت ←←ح. + --َ- + س←←حرف بی صدا + حرف صدا دار کوتاه + حرف بی صدا ✅نتیجه توجه کنید کلمه اول مصرع نخست شعر بابا طاهر فقط یک حرف بی صدا +یک حرف صدا دار کوتاه ✅کلمه اول شعر شفیعی کدکنی بیش از یک حرف بی صدا دارد در نتیجه شعر بابا طاهر دوبیتی و شعر دیگر رباعی است.

فعل می دوید- تمام پایه ها

به این فعل توجه کنید می دوید این فعل اگر سوم شخص مفرد باشد ماضی است اگر دوم شخص جمع باشد مضارع است او می دوید = ماضی شما می دوید = مضارع

مفرد- جمع

مفرد کلمات زیر به ترتیب مظاهر ،عرفا، ادبا، حقایق،ملل، اخلاق مظهر،عارف، ادیب، حقیقت، ملت، خلق ( به ضم خ)

جناس- هشتم و نهم

‍ #دانش‌های_ادبی #جناس_همسان_نا‌همسان #فارسی به دو کلمه هم‌جنس و همسان«جناس»می‌گویند. که گاه جز معنی هیچ تفاوتی با هم ندارند و گاه علاوه بر معنی در یک مصوت یا صامت ناهمسان هستند. جناس ارزش موسیقیایی دارد و از جمله آرایه‌های لفظی‌ست. جناس همسان: برادر که دربند #خویش است نه برادر،نه #خویش است. ای مرغ اگر #پری به سر کوی آن صنم پیغام دوستان برسانی بدان #پری انواع جناس ناهمسان: ⇦#اختلافی:ناهمسانی دو کلمه در حرف اول،وسط یا آخر. مگذران روز #سلامت به #ملامت حافظ... کنونت که چشم است اشکی #ببار زبان در دهان است عذری #بیار #بوی #جوی مولیان آید همی #یاد #یار مهربان آید همی ⇦#افزایشی:ناهمسانی دو واژه در تعداد حروف است.(اول،وسط یا آخر) کفر است در طریقت ما کینه داشتن #آیین ماست سینه چو #آیینه داشتن در این حضرت چو مشتاقان #نیاز آرند، #ناز آرند گر مر او را این نظر بودی #مدام چون ندیدی زیر مشتی خاک، #دام ⇦#حرکتی:ناهمسانی دو یا چند واژه در مصوت‌های کوتاه. نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی که بسی #گل بدمد باز و تو در #گل باشی ای #مهر تو در دل‌ها،وی #مهر تو بر لب‌ها وی شور تو در #سر ها وی #سر تو

هسته و وابسته_ هشتم و نهم

برای شناخت هسته نکاتی باید مد نظر داشت 1.معمولا اولین واژه ای که کسره اضافه می گیرد پ 2. اگر به تنهایی به کار رود 3.اگر فقط وابسته پیشن داشته باشد اخرین کلمه 4. همه چه با (ی)چه بدون (ی)مقدار اگر نامعین هسته را بیان کند وابسته ی پشین است در غیر صورت ضمیر مبهم و خود هسته یک گروه اسمی است 5. گاهی نشانه های جمع و (ای)نکره بعد از هسته می آیند که به جای آن کسره اضافه می گیرند 6.(هر) همیشه وابسته ی پیشن و صفت مبهم است 7. اعداد گاه مقدار نامعین را نشان می دهند این دو سه همزاد او دو سه صفت مبهم هستند

ایرانیان، سر و کارشان با عشق و ایمان است. شان در کارشان ضمیر شخصی متصل مرجع آن ایرانیان نقش آن مضاف الیه هرگاه ضمایر شخصی بعد از اسم کسره دار قرار گیرند و جابه جایی( جهش) ضمیر نباشد نقش مضاف الیه می گیرند.

حروف اضافه

دانش افزایی ❤️❤️❤️واژه هایی مانند:مثلِ ، مانندِ ،غیرِ ، رویِ ، زیرِ ، پهلویِ ، بالایِ ،سوایِ ، بدونِ ، بهرِ ، .....نیز با کسره ای که درپایان آنها می آید حروف اضافه هستند . ❤️❤️❤️حروف اضافه ی مرکب : حروف اضافه ی ساده گاه با یک اسم می آیند وحرف اضافه ی مرکب می سازندوفهرست بازی دارند . برخی از حروف اضافه ی مرکب ساخته شده از: به : به غیرِ، به اضافه ی ِ، به علاوه ی ِ، به وسیله ی ِ،به استثنایِ ، به مجردِ ،به جهتِ ،به خاطرِ از: ازنظرِ ، ازرویِ ، ازسرِ ، ازقبیلِ ، ازلحاظِ ، ازحیثِ ، ازجمله یِ در : دربرابرِ ، درمقابلِ ، درباره یِ ، درموردِ ، درمیانِ ، درخصوص ِ بر: براثرِ ، براساسِ ، برطبقِ ، برحسبِ با: باوجودِ نکته : ❤️❤️❤️طرز تشخیص حروف اضافه ی مرکب :حرف اضافه درصورتی مرکب است که نتوان برای جزءاسمی آن وابسته ی پیشین آورد،یعنی آن راگسترش داددرغیراین صورت حرف اضافه مرکب نیست مثلاًکلمه ی« به عنوانِ» درجمله ی او به عنوانِ رئیس جلسه سخنرانی کرد.حرف اضافه ی مرکب است امادرجمله ی به عنوانِ مقاله توجه کنید. به حرف اضافه ی ساده است وعنوان متمم زیرا برای عنوان می توان وابسته ی پیشین آورد وگفت به این عنوان مقاله توجه کنید.

مخفف

کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » در شعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف کند. مثال: گاه_ گه راه- ره

مفعول

مفعول 1ـ مفعول : کلمه ای است که کار بر آن واقع می شود . مانند : کبوتر پرواز را دوست دارد. در این جمله پرواز مفعول است. نشانه مفعول « را » است ،امّا همیشه همراه مفعول نمی آید؛ یعنی گاهی مفعول بدونِ نشانه ی« را » می آید.گاهی هم «ی » به مفعول می چسبد. مانند من کتابی خواندم . به طورِ کل،مفعول به شکل هایِ زیر می آید :بیشتر بدانیم الف ) من پرنده را دیدم. ( با نشانه ی « را » ) پرنده : مفعول ب ) من پرنده ای دیدم. ( با نشانه ی « ی » ) پرنده ای : مفعول پ ) من پرنده ای را دیدم. (با نشانه ی « را » و « ی ») پرنده ای : مفعول ت ) من پرنده دیدم. ( بدونِ هیچ نشانه ای ) پرنده : مفعول   راه شناختِ مفعول : به اوّل فعل ، « چه چیز را ؟ » یا « چه کس را ؟ » اضافه می کنیم ، اگر معنی بدهد آن فعل نیاز به مفعول دارد و مفعول در جوابِ « چه چیز را ؟ » یا « چه کس را ؟ » می آید؛ هم نامه ی نا نوشته خوانی = چه چیز را خوانی ؟ نامه ی نانوشته را = نامه ی نا نوشته : مفعول ما را به راهِ هُدی راهنمایی کن . =چه کسی را راهنمایی کن ؟ ما را = ما : مفعول